عاشق مغرور

این وب از حرفای دل منه و همه مطالبم از خودم مینویسم به امید اینکه یه روزی اونی که دنیای منه بخونتش

صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | قالب وبلاگ


تبریک دوستم

سلام...

 

 

عکس نوشته های پرمعنا و عرفانی جدید

 

 

 

 

اول از همه به مهدخت عزیز و اقای محمد تبریک میگم

 

و براشون ارزوی خوشبختی دارم

 

انشاالله به زودی خبر ازدواجشونو بشنویم و

 

من واقعا خوشحالم یکی از عاشقا به عشقش

 

رسیده ...به امیده رسیدن همه عاشقا به عشقشون ...!

 

 

عکس نوشته های عاشقانه جدید (15)

 

 

 

میدونم همه کنجکاوین بدونین دیگه خبر جدید چی دارم ...

 

باید بگم هیچی و از همیشه افسرده ترم...

 

 

 

عکس نوشته های عاشقانه جدید (15)

 

 

یه عکس جدید گذاشتم که لایک نکرد ...

 

روی عکس نوشته بود

 

با احساساته من بازی نکن خب لامصب میبازی حرصت در میاد ...

 

از عمد گذاشتم لجش در بیاد...اما میدونم اصلا عین خیالشم نیست ...

 

این روزا بیشتر از همیشه دلتنگم... بیقرارم ... بیقرار....!

 

دلتنگی میکنم و تنها دوستمم این روزا نا امیدم میکنه...

 

بهم میگه بسه دوستت نداره همه کاراش

 

واسه اینه که مثل خواهرش بهت علاقه داره

 

میگم نه پس چرا اینکارا رو میکنه

 

میگه الکی بی منظور این تویی که باب

 

میل خودت کاراشو معنی میکنی ...

 

کلا داره داغونم میکنه با حرفاش میگه بسه هر چی

 

تحمل کردی بسه هرچی هیچی نگفتی بسه هرچی خوردت کرد بسه ...

 

میگه فراموشت کنم... میگه دیگه

 

کافیه نباید واسش صبر کنی ... با یکی دیگه باش

 

این همه ادم دورو برته منتظر یه نگاهتن

 

اونوقت چشم دوختی به اون بی احساس که

 

حتما دوست دختر داره ...! و اصلا بهت اهمییتی نمیده ....

 

دلم سنگین شد از حرفاش دلم گرفت از حرفاش ...

 

فبلا  ها بهم انرژی میداد امید میداد

 

میگفت امید داشته باش اما از تولدش به بعد ....

 

هه فکر میکنه  نمیفهمم واسه چی اینطوری میکنه ... واسه پسر خالش...

 

از تولدش که بهم پیله کرد ... دلداری دادنای دوست جانم تموم شد...

 

هی میگه یه ادم جدید بیار تو زندگیت فراموشش کن

 

 

عکس های زیبای و عاشقانه با متن فارسی (1)

 

 

هه مگه میشه ...! ولی حقیقتش حرفاش بدجور رو مغزم اکو میشه

 

میگه خودمو زدم به خواب نمیبینم تو

 

توجه نمیکنی میگه اینایی هم که دلمو بهش خوش

 

کردم کشکه اون دوستم نداره ...

 

راستش اقایی ... مگه تا کی میتونم از حقیقت فرار کنم...

 

تا کی میتونم دلخوش کنم به این الکی

 

های مسخره و توهم بزنم دوستم داری...

 

5 سال گذشت ... امسال محرم میشه 6 سال که از عشقم میگذره و سومین

 

سالی که اعتراف کردم عاشقتم....

 

 

 

عکس نوشته های عاشقانه جدید (15)

 

 

هه... واقعا دلم بیخودی خوشه میخواستی بیای میومدی ....

 

لایک کردنات و این نشونه ها هم بیخودیه میدونم دارم خودمو

 

گول میزنم اما بهش گفتم به درک که دوستم نداره من که دوستش دارم

 

همینطوری پاش میمونم تا ازدواج کنه...

 

گفت هه فکر میکنی میتونی دووم بیاری

 

باید بیام از بیمارستان جمعت کنم اونوقت

 

خودتو جمع و جور کن تو که همیشه منطقی هستی

 

تو که همه بچها از تو نظر میخوان تو که قوی بودی

 

بسه به فکر اون بدبختی باش که قراره یه روزی بشه

 

همسرت چطور میخوای بهش محبت کنی بدونه قلب و احساس ...

 

حقیقته... من نمیتونم هرگز هیچوقت ... اینظور عاشق کسی بشم...

 

الان که اینا رو مینویسم دارم اشک میریزم....

 

اونم منی که مامانم قسم میخوره بمیره هم اشکم در نمیاد ...

 

بدجور شکستم ... نا امیدم چون امیدی که داشتمم ازم گرفتن ...

 

نا امیدم چون دیگه رسیدم ته خط... مجبورم اینجا رو انتها بدونم...

 

چون دیگه راهی نمونده ... بریدم همین ...

 

 

 

 

 

 

 

عکس های زیبای و عاشقانه با متن فارسی (1)

 

 

 

 

انگار مدتهااست خدا هم باهام قهر کرده ... 

 

خدایا دیگه صدات نمیکنم

 

میدونم خستت کردم ....

 

 

 

 

عکس های زیبای و عاشقانه با متن فارسی (1)

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه یکم شهریور ۱۳۹۴ ساعت 0:40 توسط دختر مغرور |

فکرم درگیره!!!

سلام...

 

 

عکس نوشته های فلسفی و زیبا سری جدید 94

 

 

خب باز اومدم میخواستم اخر هفته پست بذارم تحمل نداشتم!

 

هوووم از عرووسی پرسیدین که باید بگم

 

نرفتیم بخاطر بابا و مهموو ن داشتن

 

اما اقای عشقه بنده هم نرفتن مثل اینکه عمو اینا

 

با عمه ی محترم یکم دلخوری داشتن و

 

سر یه موضوع بحث کرده بوودن ...

 

اما یه چیزی شده ...!

 

 

عکس نوشته های غمگین و عاشقانه تیر ماه 94

 

 

 

این مدت که من اکانتمو دی اکتیو کردم

 

اقای پسر عمو اصلا نیوومد فیسبوک و هیچ

 

پستی هم نذاشت ...

 

اینا رو دووستم که تو لیسته دوستاشه گفت

 

تا اینکه من اکانتمو دوباره فعاال کردم...!

 

یه عکس گذاشتم روی نمایم

 

که نوشته بوود

 

من اگر بمیرم شاید او گریه کند

 

ولی او اگر گریه کند من میمیرم!!!

 

 

عکس های زیبای و عاشقانه با متن فارسی (1)

 

همون شب یا فرداش بوود اومد لایک کرد ...!!!

 

این همه مدت هییچ علایم حیاتی از خودش نشوون ندااد

 

اونوقت صاف صااف اومد تند این نوشتمو لایک کرد !

 

من میگم این اقای عشقه بنده میخوااد منو

 

حرص بده من دق کنم بمییرم باورتوون نمیشه...

 

هیچی به دوستم گفتم دیدی گفتم میخواد منو حرص بده بعد

 

تو بگوو این سرش گرمه اصن بهت فکرم نمیکنه

 

به دوستم گفتم این دو ماه که دی اکتیو کردم

 

  هیچ پستی نذاشت

 

حالا باهات شرط میبندم یه چیز میذاره 

 

دوسته عزییزمم از اونجایی

 

که با اقای عشقه بنده چند بار چت کرده و...

 

لقب کوهه غرور

 

رو بهش داده گفت خوش خیالی عمراااا

 

و از اوونجایی که من خووب شناختمت تو این 3 ساال

 

با اینکه باهات هم صحبت هم نشدم انچناان

 

اما شرط رو بردم !!! بله اقای عشقه بنده از اونجایی

 

که میخوااد منو دق مرگ کنه یه عکس جدید گذاشت

 

چی بگم والاا من که پاک گیج شدم اخه دیووونه ی عزیییزمم

 

تو که میدوونی عااشقتمم چرا با عکساات دیووونه ترم میکنی؟

 

به قوله دوستم این همه مدت که من نبودم

 

تو هم هیچی ساکتو سایلنت اونوقت تا من

 

اکتیو کردم پست گذاشتم تو هم باید بذاری؟

 

ولی خودمونیم خوشحال شدم  یه جورایی

 

احساساته دخترانم خوشش اومد

 

اما منطقم میگه دل خوش نکنم از عمد نبوده ...!

 

 

عکس نوشته های غمگین و عاشقانه تیر ماه 94

 

 

از همه ایینا بگذرییم برییم سره چیزیی که فکرمو درگییر کرده

 

اقای عشقه بنده به احتماال خیلی زیااد میاد اینجا ....

 

و مطالبم رو میخونه البته مطمئن نیستم اما ...

 

توی پست قبلی من گفتم که دوستم از ماجرا خبر داره

 

و تو ادد لیستشه اونم به بهانه ای که  تو پسته قبل گفتم...

 

این مدت که پسر عموی عزییز میدونست

 

من باهاش دوستم چیزی نگفت خب قاعدتا

 

من با تنها ذوسته صمیمیم عکس زیاد میذارم

 

یا کامنت و غیره ... گذاشت دقیقا بعد پسته قبلی

 

چند شب پیش از دوستم پرسید

 

تو منو میشناسی درسته؟

 

دوستمم فوری زنگ زد که چی بگم گفتم

 

هیچی چون از اولشم من نمیخواستم که

 

دوستم باهاش حرف بزنه

 

اما نتونستم جلوشو بگیرم... و اددش کرد...

 

 

البته من هیچوقت نمیتونم

 

به یکی کامل اعتماد کنم

 

واسه همین دوست جان از این وبلاگ چیزی نمیدونه و

 

نمیدونه ممکنه اقای عشق اینجا هم

 

نوشته ها و درد دلامو بخونه

 

دوستم گفت در همین حدی که خودت و شوهر دختر عمم

 

ازتون تعریف کرده ... اقای عشقم صاف پرسید

 

اکانت عاشقه مغرور میشناسی ؟

 

دوستم گفت اره دوستمه چطور؟

 

تو از کجا میشناسی ؟ چرا میبرسی؟

 

پسر عمویه عزیزم گفت هیچی همینجوری دوسته مشترکه

 

دیدم رو صفحه اش هستی ...!!!

 

اااا ؟؟؟ اقای عشق به صفحه من توجهم میکنی مگه؟؟؟

 

هوووم خووبه خووبه بعد سه سال ؟!!!!!!

 

همینم شکر.......از همه ی اینا بگذریم اصلااا بیخیااله

 

همشوون ... اماااا ...

 

واقعااا میشه اینجا رو پیدا کرده باشی ووو...

 

هیچی نگی؟؟؟

 

یعنی واقعا اینقدر بی رحمی که انقدر ساده میتوونی

 

بگذری و یه دلداریه ساده هم ندی ؟؟؟ یه کامنت....!!!!

 

 

عکس های زیبای و عاشقانه با متن فارسی (1)

 

 

 

اگه اینطور باشه که ...

 

خیلی بی انصافی بی معرفته دووست داشتنی...

 

 

عکس های زیبای و عاشقانه با متن فارسی (1)

 

 

کاش ... بفهمی نمیشهههه

 

نمیتونم و نمییخواام که فراموشت کنم

 

عکس های زیبای و عاشقانه با متن فارسی (1)

 

 

 

خدایا صبرم ده ..... که  بدجوور بیقرارم ...

 

 

عکس نوشته های غمگین و عاشقانه تیر ماه 94

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 1:31 توسط دختر مغرور |

دلم پر میزنه واسه چشمات

سلام به همه...

 

 

عکس نوشته های عاشقانه جدید (15)

 

 

بابت تاخیر شرمنده خب نمی شد بیام...

 

 

و اما...

 

 

سری جدید عکس نوشته های فلسفی و پرمعنی (67)

 

 

 

از این مدت بگم که ... اتفاقات زیادی افتاد...

 

پدرم عمل قلب باز انجام داد و با کلی استرس و ترس و دلهره ... خدارو شکر

 

همه چیز به خیر گذشت و خوبه ...

 

این مدت تماما هر روز پدر جناب عشق میومد و میرفت و  کلا هوای ما

 

و بابامو داشت و همه کارای بیمارستانم انجام داد...

 

انقدر درگیری ذهنی داشتم که اصلا به عشق فکر نمیکردم ... البته فقط

 

3 روزه اولو... !!!

 

عکس نوشته های عاشقانه و زیبا با جملات عارفانه

 

تو این گیرو دار به این فکر میکردم وقتی بیاد ملاقاته بابا میبینمش یکم

 

شده قد یه سر سوزن دلم اروم بگیره اما دریغ...

 

خدا هم باهام قهره انگار لج کرده باهام...!

 

سری جدید عکس نوشته های فلسفی و پرمعنی (67)

 

یه بار اومدی بیمارستان که نبودم...!!!!

 

یه بارم اومدی خونه ... و از شانس بد بازم نبودم...!!!

 

رفته بودم تولد دوستم ... همونی که میدونه عاشقتم... !!!

 

وقتی فهمیدم اومدیو رفتی هر چی خوشی از تولد بود

 

کوفتم شد و هزار بار خودمو لعنت کردم

 

چرا رفتم...

 

دوستم میخواست دعوتت کنه تولدش !!! من نذاشتم ...

 

دوستم تنها کسیه که از همه چیزم خبر داره و به

 

 

بهونه ی اینکه شوهر دختر عمش

 

با اقای عشق بنده دوسته تو فیسبوک با

 

اقای عشق بنده دوست شده و امار خیلی کمی بهم

 

میرسونه... میگم کم... چون تو قطعا اونو تو ادد لیسته

 

من دیدی و  واسه همین اصلا محلش نمیذاری

 

زیاد جوابشو نمیدی ... !!!

 

بگذریم قصد دعوت داشت که من مطمعن بودم نمیای گفتم خودشو سبک نکنه

 

چون تو با این اخلاقت یه تیکه نصیبش میکنی ... عشق منی دیگه ... میدونم

 

سری جدید عکس نوشته های فلسفی و پرمعنی (67)

 

و بعد این جریانات یه چیز دیگه ...

 

توی گیرو داره رفت و امد به بیمارستان شماره من که دست هیچ

 

کسی جز بابامو مامانم و داداشمو یه داییم نییییست!!!

 

افتاد دسته بابات...

 

و فهمیدم عمو یا همون بابای اقای عشق تو تلگرام هست...

 

یهو به ذهنم اومد حتما تو هم هستی ... اما تو اون شلوغی از یادم رفت...

 

تا اینکه ... مامان داشت تو دفترچه تلفن دنبال شماره میگشت

 

که یهو چشمم به اسمت افتاد...

 

سری جدید عکس نوشته های فلسفی و پرمعنی (67)

 

 

همیشه فکر میکردم چون این شماره ی سیمکارت دائمیته

 

پس مهم نیستو تو یه ایرانسل داری و با خط دیگه تو سایت های

 

اجتماعی هستی...!

 

اما با همون یه نگاه شمارتو حفظ شدمو  ...

 

دیدم تو هم تو تلگرام هستی... همون عکس فیسبوکت اینجا هم بود...

 

یهو یه هیجان خاصی گرفتم... گاهی وسوسه میشم بهت پیام بدم ولی نه...

 

نمیذارم دیگه خوردم کنی... یه بارشکستن بسه...

 

حالا تو این چند شب هر شب میام میبینم تا 1 شب انلاین هستی ...

 

یه فکر مثل خوره داره ازارم میده

 

عکس نوشته های عاشقانه جدید (15)

 

با کی حرف میزنی؟؟؟

 

یعنی دوست دختر داری؟ خودم خودمو ارووم میکنم میگم نه بابا مگه خودم

 

که تا دو سه شبها بیدارم... مگه دوست پسر دارم ...

 

اما دوباره به خودم میگم نه اون یه پسره

 

مگه میشه دوست دختر نداشته باشه...!

 

نمیدونم فقط میدونم دیگه بریدم...

 

امسال ماه محرم که بیاد میشه سومین سالی که اعتراف کردم عاشقتم!!!

 

بعد از اون فراموشت میکنم...

 

با خودمو خدا ووو همون امام حسینی که شب عاشوراش قسمش دادم

 

دلمو نشکنه ... فراموشت میکنم ... شاید قسمت من نیستی ...

 

با خواست خدا که نمیشه جنگید ...

 

عکس نوشته های عاشقانه و زیبا با جملات عارفانه

 

 

نوشته هام نا امید کننده و غمگینه اما ... واسه یه دختر 22 ساله ی شر و

 

شیطون که 5 ساله غرق تنهایی شده

 

وابن تنهایی هیچ نتیجه ای جز خورد شدن غرورش نداشته

 

دیگه ته ته امید و ارزوشه ... حسسی واسه امیدوار بودن نمونده...!!!

 

مگه چقدر میتونم خودمو گول بزنم ... نیستی ... نیستی ... کااااش بودی اما نیستی

 

این یه حقیقته...!

 

 

سری جدید عکس نوشته های فلسفی و پرمعنی (67)

 

 

 

 

اما با دونستن همه ی اینا توکلم به خداست

 

  اخه لعنتیه دوست داشتنی من هنوووزم عاشق چشماتم... !!!

 

 

 

عکس نوشته های عاشقانه جدید (15)

+ نوشته شده در شنبه دهم مرداد ۱۳۹۴ ساعت 1:18 توسط دختر مغرور |

شب قدر

سلاااااام به همه ...

 

text graphy (1)

 

اول از همه ممنون از همتون مثل همیشه لطف دارین

 

دوم اینکه از اقای عشق هنوز بی خبر بی خبرم...

 

جملات تصویری 17

 

 

 

فقط خبر دارم مامانش اینا رفتن مشهد و اومدن 

 

ولی اقای عشق بخاطر کارش نتونسته بره

 

تو این مدتم خبر خاصی نبوده ...

 

 

عکس نوشته-ترانه گرافی (13)

 

 

فقط دختر عمه کوچیکم داره ازدواج میکنه

 

عید فطر هم جشنشه... و این ازدواج فشار عظیمی برای من شده

 

چرا که من ازدواج نمیکنم و یه جورایی از نظرشون دیگه ترشیدم...!

 

 

 

عکس نوشته-ترانه گرافی (10)

 

اما کیه که از درد دله من با خبر باشه...؟

 

عمه هام جوری میگن ایشالا تو هم عروس میشی

 

که انگار من از خدا خواسته چشم به راهه

 

یه خواستگاره کور کچلم بله بگم... خبر ندارن...

 

 

عکس نوشته-ترانه گرافی (14)

 

 

مامانم که میدونه گیره دلمو منتظرم

 

همه خواستگارا رو رد میکنه چون میدونه نمیخوام...

 

اما بهم هشدار داده فقط تا سال دیگه که 24

 

ساله بشم میذاره خودم تصمیم بگیرمو ازدواج نکنم...

 

لعنت به این دل ...

 

 

khoda (25)

 

 

خدایااااا نمیخوام به کسی خیانت کنم ...

 

نمیخوام وقتی احساسم درگیر یکی دیگست...

 

دستم تو دست یکی دیگه باشه...

 

عکس نوشته عاشقانه (2)

 

خدایا فکر کردن بهش و بودن با یکی دیگه خیانت نیست؟؟؟

 

چرا کمکم نمیکنی؟؟؟ منم بنده حقیرتم منم ببین...

 

 

 

جملات تصویری 2

 

 

 

هر چی تو بخوای ولی از این بلاتکلیفی خستم بسه خدا ... بسه.... التماس...

 

جملات تصویری 8

 

 

 

دلم گرفته  امشب... کلی دعا کردم

 

خدایاااا التماست کردم.... خدایا .... بشنو صدامو بشـــــنو

 

بـــــــــــــــــــشـــــــــــــنــــــــــو

 

من تنها امیدم به توئه نا امیدم نکن...

 

khoda (29)

 

 

نمیگم من بنده خوبیم... اما ... خدایا اونقدرا بدم نیستم...

 

اونقدر بد نیستم یه نگاه بهم نندازی...

 

khas asheghane

 

خدایا به خوده خودت قسم... بسه دیگه برام بسه... این همه تحمل ...

 

بسمه خودت به دادم برس...

 

 

جملات تصویری 6

 

 

امشب متنی ندارم...


حرفم حرف ساده ایست ؛


امشب مرایاد كن!!


 در هر "الغوث" كه می گویی ،


شاید به حق "یارب" گفتنت "خلصنا" یت براي من هم مستجاب شود ...!!!!


التماس دعا............

 

khoda (7)

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ ساعت 1:57 توسط دختر مغرور |

دو ماه نبودم

سلام به همه ...

 

با یه تاخیر یه تقریبا  دو ماهه اومدم ...!

سری جدید عکس نوشته های فلسفی و پرمعنی (67)

 

 

 

 

نمیدونم اطلاع داشتین یا نه اما مشکل از سایت بلاگفا بود

 

 

که اجازه دسترسی نمیداد نصف

 

اطلاعاتمم پرید و یه سری از کامنت هایی

 

که گذاشتین خونده نشده پرید ... ! بگذریم

 

و اما از این مدت بگم که چقدددددر عصبانی شدم ...

 

 

دلم میخواست اینجا واسه جناب عشق تولدشو تبریک بگم و

 

 

تولد بگیرم اما خب نشد و نتونستم پست بذارم...!

 

چقدر اون شب ناراحت بودم ... چون دیدم

 

دخترای دیگه بهش تولدشو تو

 

 

فیسبوک تبریک گفتن

 

اما من نتونستم....!!!

 

سری جدید عکس نوشته های فلسفی و پرمعنی (67)

 

 

از امار وب متوجه شدم هنوز سر میزنین واقعا ممنون ...

 

این مدت اصلا ندیدمش ... هیچ خبری هم ازش ندارم...

 

چقدر دلم پر میزنه واسه دیدنش ...

 

 

سخته خیلی سخته دارم با خودم میجنگم ...!

 

زیباترین عکس نوشته های عاشقانه (15)

 

 

هیچ خبر خاصی این مدت نشد...

 

اما نمیدونم چرا دلم شور میزنه ...

 

میترسم یه ترس عجیب مدتیه فکر میکنم...

 

 

همین روزا از دستش میدم... !!!

 

 

خدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــااااااااااااا

 

تو که بهتر میدوووونی چقدر دوستش دارررررم!!!

 

 

عکس نوشته های احساسی در مورد خدا

 

هنوزم امیدم به توئه ...

 

+ نوشته شده در جمعه پنجم تیر ۱۳۹۴ ساعت 18:58 توسط دختر مغرور |

رمانکده عاشق مغرور

سلام به همه عاشقا...

 

 

تصاویر منتخب رمانتیک و زیبا

 

 

بازم اومدم... !

اول از همه یه تشکر ویژه از همتون واسه نظراتتون ممنونم از همه...

 
 
 
عکس های عاشقانه و رمانتیک بسیار زیبا (40)

 

 

واما از این مدت بگم...!

 

اول از همه اینکه اکانت فیسبوکمو دی اکتیو کردم... چون دیگه هر چی غرورمو کنار گذاشتم کافیه...

 

 عکس های احساسی و زیبای دختران تنها

 

اون اگه ذره ای بهم علاقه داشته باشه اگه خدا بخواد ... اگه سرنوشتم با اون باشه

 

خودش میاد سمتم... هر چقدر کوتاه اومدم و اسه عشق گذشتم کافیه...

 

 

عکس های رمانتیک و عاشقانه (42)

 

 

 

 

 

امروز دیدمش... با پدر و مادرش اومده بود خونمون ...

 

خیلی ساه و معمولی برخورد کردیم اصلا انگار نه انگار هرگز چیزی وجود داشته...

 

عاشق همین اخلاقشم... بهش گفته بودم نمیخوام هیچ تغییری تو رفتارش باشه...

 

خدایی هم نیست مثل همیشست... ما همیشه از کنار هم بیتفاوت گذشتیم...

 

اما یه چیز فرق کرده... سعی میکنه تو دید من نباشه... میفهمم چرا... چون خواه و ناخواه

 

چشم تو چشم میشیم... مثل امروز موقع سلام کردن...  بعد اون به بهانه دوست مامان یا هر چی

 

رفت بیرون ... راستش به خودم تلقین میکردم ببینمش

 

فرقی نیمکنه اون دیگه وجود نداره و نباید بهش فکر کنم اما...

 

طبق معمول به محض دیدنش ضربان قلبم تند شد و... هر چی با خودم کلنجار رفته بودم پرید...

 

عکس نوشته های عاشقانه و رمانتیکِ خواندنی

 

چقـــــــــــــــــــــــــــدر دوســـــــــــــــــــتــت دارم!!!

 

 

عکس نوشته های عاشقانه و رمانتیکِ خواندنی

 

هرچقدرم با خودم بجنگم ... هر چقدرم بگم سهمم نیست منو نخواست غرورم شکست...

 

اما بازم ته تهش میرسم به عشقش دوباره و دوباره!!!

 

عکس نوشته های عاشقانه و رمانتیکِ خواندنی

 

عشق سخته... دوست داشتنو دوست داشته نشدن سخت تر...

 

وقی حرف میزنه دلم میلرزه حتی با یه سلام گفتنش...

 

کم نیاوردم جلوت ساکت و معمولی بودم با عمو و زن عمو خندیدم... ما تو اصلا انگار نبودی

 

بودی صدامو میشنیدی میدیدمت... اما انگار نیستی...

 

خوبه حالا که سهمم نیستی بی محلیات خوبه ... ازارم میده زجر میکشم اما خوبه

 

سکوتمون خوبه!!!

 

 

 

 

عکس نوشته های عاشقانه و رمانتیکِ خواندنی

 

بگذریم...

 

دوستای خوبم بازم ممنون از همه

 

راسش خواستم بگم من تو فکر اینم با مشخص شدن ته این عشق درباره زندگیم رمان بنویسم...

 

واسه همین یه وبلاگ به اسم رمانکده عاشق مغرور ساختم

 

توش رمان های عاشقانه و غرور و لجبازی

 

میذارم... اگه دوست دارین سربزنین لینکشو میذارم...

 

http://romanasheghmaghror.mihanblog.com/

 

 

هر رمانی هم خوندین و به نظرتون جالب بود معرفی کنین بذارم...

 

 عکس های احساسی و زیبای دختران تنها

 

 

یه دختری بهم کامنت میداد به اسم دختر عاشق... از من ناراحت بود که درست جوابشو ندادم

 

راستش من با کس دیگه اشتباهش گرفتم و... همه جوابا رو واسه اون میفرستادم

 

خواستم عذر خواهی کنم چون عمدی نبوده و من قصدی نداشتم خب حق بدین قاطی کنم

 

یکی میگه دختر مغرر یکی میگه دختر عاشق

 

یکی دیگه مغرورترین دختر شما هم باشین قاطی میکنین والااااا!!!

 

به هر حال مرسی از همه

 

 

 

عکسهای احساسی و عاشقانه زیبا

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت 1:19 توسط دختر مغرور |

درد دارم

 

سلام به همه مهربونای عاشق

 

 

بازم اومدم...

 

 

عکس های عاشقانه ی غمگین و دخترانه ی زیبا

 

 

هوووووم از اهنگ جدید وب خوشتون میاد؟

 

من که عاشق این اهنگ شدم تا هر شب گوش ندم خوابم نمیگیره...!

 

متنشو میذارم بعدها یادم نره...

 

 

 

عکس های عاشقانه ی غمگین و دخترانه ی زیبا

 

 

 

 ♫♫♫

من مُردمو معلومه چشمای تو مسمومه

تقصیره توئه انقدر عکسات جلو رومه

حالم بده اینروزا

وارونه شده دنیا

عاشق شدیمو دائم

اشک تو چشایه ما

 

حالم بده درمونه منی تو

افسانه ی عاشق شدنی تو

حیفه که دل ِ ساده و تنهام

دیوونه بشه دق کنه بی تو

از حالت چشمام معلومه چی میخوام

دنیای منی و غمگین شده دنیام..

 

غم ِ عاشقی میسوزونه ولی قشنگه

یه جوری میشه آدم با قلبشم میجنگه

دله دلبری ندارم از تو من هنوزم

باید فقط بخندی بذار منم بسوزم..

 

غم ِ عاشقی میسوزونه ولی قشنگه

یه جوری میشه آدم با قلبشم میجنگه

دله دلبری ندارم از تو من هنوزم

باید فقط بخندی بذار منم بسوزم..

 ♫♫♫

 

تقصیر تو میندازم این خونه خرابی رو

یادم نمیره دیگه اون چشمای آبی رو

عاشق که شدم رفتی گفتم نرو دیوونه

انگار نمیشه هیشکی این قلبو بلرزونه

مجبوره دلم تنها بمونه

لعنت به منو رسم زمونه

هیچ وقت تا همیشه نمیمونه

اونی که میگه عاشقمونه

از حالت چشمام معلومه چی میخوام

دنیای منی و غمگین شده دنیام

 

غم ِ عاشقی میسوزونه ولی قشنگه

یه جوری میشه آدم با قلبشم میجنگه

دله دلبری ندارم از تو من هنوزم

باید فقط بخندی بذار منم بسوزم ...

 

 

 

واماااااا جدیدا امارگیر گذاشتم ذوق زده شدم اینقدر بازدید دارم!!!

چرا کامنت و نظر کمه!!!
 
من فکر میکردم نهایت روزی دو سه نفر اینجا رو ببینن نه 60 نفر!!!
 
 
امیدوار شدم ولی بدون نظر از اینجا نرین وقتی
 
نظرای شما عاشقا رو میخونم انرژی میگیرم
 
امیدوار میشم...به اینکه خیلی دیوونه تر از منم هست...!
 
خیلی ها کامنت خصوصی میفرستن
 
لطفا نظراتو خصوصی نذارین تا من بتونم زیر کامنت جوابتونو بذارم...
 
 
 
 
عکس های عاشقانه ی غمگین و دخترانه ی زیبا
 
 
 
 
از اقای عشق خبری نیست...
 
هیچیه هیچی... سکوت مطلق...
 
منم هی میگذرونم...
 
 
 
 
عکس های عاشقانه ی غمگین و دخترانه ی زیبا
 
 
 
ترم اخرم و با درسا مشغولم...
 
حالا دارم رو مخ مامان بابا کار میکنم
 
که ارشد هر شهری قبول شدم بذارن برم ولی عمرا بذارررن
 
هوووم سرو کله یه خواستگار جدیدم پیدا شده
 
اصلا نپرسیدم کیه چیه چیکارست یه کلمه نه!
 
فقط میدونم از اشناهای زن عمومه 
 
و اون واسطه ست ... البته یه زن عمویه دیگه نه مامان اقای عشق!
 
بیخیال هر وقت تو ازدواج کنی بعد من یه فکری میکنم...
 
 
کاش میشد هرگز ازدواج نکنم...!
 
 
 
عکس های عاشقانه ی غمگین و دخترانه ی زیبا
 
 
 
هی هی هی... بابا حالش خوب نیست یهو مشکل قلبی پیدا کرده...
 
 
دیروز بابات خونمون بود ...  امشبم مامانت زنگ زد اعصابم داغونه
 
 
من دیگه تحمل ندام کاش بابا هیچیش نباشه و بگن عمل قلب نداره...!!!
 
 
 
 
عکس های عاشقانه ی غمگین و دخترانه ی زیبا
 
 
 
 
من نشون نمیدم همه غمگینن ولی من میخندم
 
تا روحیشونو از دست ندن ولی از درون قاطیم...
 
خستم... تازه بخیه هایه مامان خوب شده بابام چی شد دیگه...
 
میدونی عزیزم سخته بخوای قوی شون بدی
 
و همه هم باور کنن بی احساس و قوی هستی...
 
 
هه... بابامیگه میدونم بمیرم تو یه قطره اشک نمیریزی ...
 
 
 
عکس های عاشقانه ی غمگین و دخترانه ی زیبا
 
 
 
 
 
سر به سرم میذاره میگه
 
دخترا جیغو داد میکنن ... تو که مثل دخترای دیگه نیستی...
 
اصلا مثل دخترا نیستی...!!!
 
منم سر خوش میخندم میگم اشک چی هست اصلا تو که چیزیت
 
 
نیست 150 سالم عمر میکنی هستی حالا نترس ...
 
 
اره مثل دیوونه ها میخندم... ولی کی میدونه از درون زار میزنم؟
 
 
 
 
 
 
عکس های عاشقانه ی غمگین و دخترانه ی زیبا (17)
 
 
 
 
 
توکل به خدا که هیچی نیست و بابام سالمه...و نیاز به عملم نیست
 
 
هووووم به کجا رسیدم ...
 
اهان بابات میگفت... اگه بابایی خوب شه و هیچیش نباشه
 
 
همه باهم میریم پابوس امام رضا... چقدر دلم هواشو کرده!!!
 
 
ایشالا چیزی نیست...
 
 
 
 
عکس های عاشقانه ی غمگین و دخترانه ی زیبا
 
 
 
 
 
و اما...
 
یکی از عزیزان کامنت گذاشت که
 
شاید جناب پسر عمو اینجا رو پیدا کرده باشه...
 
والا مشکوک شدم
 
 
هی پسره اینورا نیا ارزووم این بود هر وقت داشتمت
 
هر وقت ماله من بودی توی اولین
 
سال تولدت بهت هدیه بدم...
 
کاش بشه...
 
و یه نظر خصوصی از الی که من نتونستم زیرش
 
پاسخ بذارم چون نظرات خصوصی برای نمایش تایید
 
 
نمیشن... عزیزم حالو روزت مثل منه اما یه تفاوت داره
 
پسر دایی تو بهت ابراز علاقه کرد درسته
 
خواسته حس حسادت تو و تحریک کنه و گفته قصد
 
ادواج با کسی رو داره
 
تو یه دختری ناز داری غرور داری ولی
 
دقیقا مقابله به مثل کردی ولی اشتباه کردی
 
اقایون غیرتی هستن و زود رنج هرگز دست
 
رو غیرتشون نذار حالا هم تا دیر نشده و حسرت
 
برات نمونده سعی کن منطقی بهش
 
توضیح بدی که حرفات بخاطره مقابله به مثل بوده و چون
 
بهش علاقه داشتی این حرفو زدی و شخصی وجود نداره
 
دوستای خوبم... من نوشتم عاشق مغرور...
 
ولی عشق و غرور هرگز جمع نمیشن!!!
 
برای عشق باید از غرور گذشت... اگه نتونی بگذری عاشق نیستی...
 
یا وابسته ای یا دوست داشتن ساده...
 
نمیگم ساده از غرورتون بگذرین اگه ارزش داشت...
 
 
اگه زندگی بدونه طرف مقابل نمیشه
 
اگه طرف مقابل اعتراف کرد به عشق ... شما هم از غرورتون بگذرین...
 
 
از همتون ممنون عاشقا نظراتیو که
 
پاسخ میدم اگه جواب کامنتا  رو دیدین خبر بدین بدونم
 
خدایاااا میروم... به کجا نمیدانم...
 
مقصد تویی ... راهنمایم باش...
 
نگذار لحظه ای خطا بروم...
 
 
 
 
عکس های عاشقانه ی غمگین و دخترانه ی زیبا (21)
 
+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت 1:13 توسط دختر مغرور |

بسه

سلام به همه عاشقا...

 

 

عکس های عاشقانه و احساسی جدید (44)  

 

 

 

اومدم ولی خبرای خوبی ندارم...

 

عکس های عاشقانه و احساسی جدید (44)  

 

 

روز اول عید دیدمش توضیحش سخته

 

اما تنها اومد و تقریبا میشه گفت بی دلیل

 

اخه پدر بزرگش تازه فوت شده و....عید دیدنی نداشتن...

 

اما اومد... بی دلیل و تقریبا مشکوک ... بگذریم دیگه مهم نیست...

 

روز نهم عید بود منم از دیدنت خوشحاال جدیدا هم هی

 

پستامو لایک میکردی

 

اونم چیزایی که در باره دوست داشتنت نوشته بودمو

 

تازه داشتم بهت امیدوار میشدم... که بووووووم!!!!

 

 

عکس های عاشقانه و احساسی جدید (44) 

 

یه خبر وحشتناک.... مامان اروم اروم بهم گفت...

 

 

عکس های عاشقانه و احساسی جدید (44)  

 

به هر حال مادره امکان نداره حال منو نفهمه

 

میزنه به ندوستن ولی میدونه ... که بهت احساس دارم...!

 

گفت عمت گفته مامانت  برای تو  رفته خواستگاری...

 

 عکس های احساسی و زیبای دختران تنها

 

خواســـــــــــــــــتــــــــــــگاری!!!

 

فهمیدم ... جواب رد دادن بهت...!

 

راستی میدونی دختره دوست قدیمیم بود؟ فامیل دورت میشه

 

اما همکلاسی ابتدایی بودیم...!

 

 

عکس های رمانتیک و عاشقانه (42)

 

بیخیال نتونستم طاقت بیارم جون کندم تا خندیدمو گفتم مبارکه...

 

مامان گفت فکر کنم دروغه چون تازه پدر بزرگش مرده

 

بعدم گفت شایدم ماله چند ماه پیشه

 

که الان در اومده... خندیدم گفتم شایدم ...

 

تو دوستش داشتی یا دوست بودین... که گفت

 

نه عمت گفت اگه همدیگرو میخواستن که جواب رد نمیدادن ...

 

و اینکه احتمالا مامانت اینکارو کرده بدون مشورت با تو

 

چون دختره فامیل خودشه و داداشتم

 

دقیقا همینطوری شد ... حرفی نزدم...

 

میدونم شاید واسه دل خوشی من میگه...

 

اومدم اتاقم پشت سیستم... خیره شدم به عکست...

 

 

 عکس های احساسی و زیبای دختران تنها

 

اشک و اشک و اشک... شکستم... ساده... اسوووون...

 

 

 عکس های احساسی و زیبای دختران تنها

 

 

با چشمای گریون برات پست نوشتم گذاشتم تو فیسبوک...!

 

photos romance4

 

 

نوشتم...

 

دیگه بسه...

 

خواب و رویا... خیالات خوش...

 

شیرینن ولی از واقعیت دورن...

 

نیستی... هرگزم نبودی... ولی دلم میخواست باشی...

 

نشد... زور که نیست... اسمش احساسه عشقه علاقست...

 

من داشتم ... تو نداشتی....

 

شاید داشتی ... ولی به من نداشتی...

 

اره قبولش سخته حقیقت تلخه... ولی مجبورم به درکش...!!!

 

تقصیر تو که نبود تقصیر هیچکس نبود ... مقصر منمو دلم...

 

و این احساس یک طرفه!

 

حتما که نباید دعوت بشم جشن عروسیت تا باورم شه...

 

شنیدن خبر خواستگاری رفتنت هم... میتونه کافی باشه...

 

واسه باور حقیقت اطرافم...

 

اینجا هم... که واسه تو بود تموم شد...

 

چیزی که از اول شروع نشده بود...

 

بازم بزن به ندیدن...

 

حد اقلش ... هرگز پشیمون نمیشم چرا تلاشی نکردم...

 

مثل همیشه خوشبختیت ارزومه...

 

دلنوشته های یه عاشق...که یه زمانی مغرور بود...

 

 

 

 عکس های احساسی و زیبای دختران تنها


  نوشتمو ازت متنفر شدم... نوشتمو... بخاطر کارای عجیبت که

 

سردرگمم کرد لعنتت کردم...

 

اما میدونم  تقصیر تو نبود ...

 

هیچی نگفتی حتی نوشتمو لایکم نکردی که تاییدی باشه واسه درستیش

 

یا اینکه بدونم خوندی...

 

دیگه نمیگم عزیزم... چون سهم من نیستی...

 

اما هنوزم... دوستت دارم... و نمیتونم فراموشت کنم...

 

عکس های عاشقانه با مضمون تنهایی (2)

 

خدااااااااااااااا منو میبینی؟؟؟؟ صدامو میشنوی؟؟؟

 

 

عکس های عاشقانه و احساسی جدید (44)

 

دوستای خوبی که کامنت میذارید

 

و هیچ ادرس وب سایت یا ایمیلی ندارین

 

من زیر هر کامنتی که میذارین براتون

 

پاسخ میذارم میتونین اینجوری ارتباط برقرار کنین

 

ممنون از همتون بخاطر نظراتتون

 

 

عکس های عاشقانه با مضمون تنهایی (2)

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین ۱۳۹۴ ساعت 2:43 توسط دختر مغرور |

بلاخره دیدمت...!

سلاااااااام.....

 

 

 

خب خب اول از همه از همه نظرات ممنوونم

 

واقعااا نظراتون خوشحالم میکنه...

 

دختر مغرور ممنون عزیزم فاطی جان و خیلی های دیگه

 

عکس های عاشقانه و احساسی از دختران غمگین

 

 

خب از این مدت بگم که هیییچ خبری نبوود

 

اصلا اصلااین پسرعمو محل نذاشت یدونه لایکم نکرد ...

 

جمعه تولدم بود 15 اسفند...

 

 

عکس های غم انگیز با موضوع تنهایی عاشقانه

 

از صبح بی اعصاب بودم که چرا امسالم ندارمت

 

چرا عاشقتمو فراموشت نمی کنم... چرا چرا و چرا؟!!

 

کلی از خدا گله کردم... کلی دلم گرفت کلی ناراحت بودم

 

هم با مامان هم بابا بحث کردم ...

 

هی هی هی...

 

جم

عکس های عاشقانه و احساسی از دختران غمگین

بود غروب و مامان گفت عمو و زن عمو دان میان اینجا

 

اخه مامان عمل کرده بود یه بار اومدن عیادت

 

فکر کردم بازم تنها میان...

 

که... مامانت اومد... سلامو روبوسی

 

بابات اومد سلامو روبوسی

 

بابای خودم اومد تو ... و فهمیدم نیومدین نه تو و نه خواهرت

 

حدس میزدم...

 

 اما یکهو یک عدد پسر عمو جلوم سبز شد و سلام کرد

 

واااااااای یهو دلم واست ضعف رفت...

 

مثل همیشه خوش تیپ ...

 

بگذریم نشسیمو حرفو سلام علیک ها تموم شد

 

مامانم از مادرت پرسید که خواهرت کجاست؟

 

زن عمو هم الهی من قربونش برم همییشهههه

 

شیرییییین حرف میزنه دیگه

 

گفت بچها سر سفره نشسته بودن ما خواستیم بیایم

 

یه سر بزنیم بهشون گفتیم بمونین که اقا پسرم

 

تند تند کشو پوشید گفت منم میام...

 

وااااای یعنی اون لحظه قیافت دیدنی بود حرص

 

میخوردی از دست مامانت ....

 

این گذشتو همه مشغول حرف زدن بودن

 

که متوجه شم زوم کردی رووم کاملا واضح بود

 

داری نگام میکنی اما به روی خودم نیاوردم...

 

جلوت چای اوردم گفتی ممنون نمیخورم مرسی

 

تا گفتی نمیخورم برگشتم یه کلمه هم جوابتو ندادم

 

نذاشتم مرسی گفتنت تموم شه حقته

 

از دستت عصبانی بودم تا تونستم بی محلی کردم

 

اصلا نگات نکردم...

 

 

 

عکس های عاشقانه و احساسی از دختران غمگین

 

 

یه سری حرف شدو رسید به ازدواج تو....

 

نفسم گرفت احساس کردم هر لحظه ممکنه بیوفتم

 

پرسیدن کی شیرینی میخوریم...

 

گفتی 10 یا 12سال دیگه...!!!!

 

یکم نفسم اومد بالا حد اقل قرار مداری نداری یعنی...!

 

بعد از گفتن این حرف یکم نگام کردی ... یعنی چی؟

 

یعنی دلمو بهت خوش نکنم ؟؟؟!!!

 

اخ خدااااا میدونه ارزوی تولدم تو بودیوو چقدر با دیدنت

 

ذوق زده شدم... عشقم... عمرم... دوست داارم....

 

 

 

عکس های عاشقانه و احساسی از دختران غمگین

 

 

 

درسته حتی یه تبریک تولدم تو فیسبوک نگفتی ولی

 

همین که دیدمت خودش بهترین تبریک بود...

 

موقع رفتن نگام نکردی خداحافظیم نکردی...

 

فکر کنم ناراحت شدی ازم... ولی ببخشید

 

تقصیر خودته زندگیه من ...

 

این  دلتنگی  داره امونمو میگیره بیتابم... عمرم داره میگذره

 

حس تنها بون داره افسردم میکنه....

 

راستی... وقتی رفتین پشت سرش داییم اینا اومدن...

 

واییی شانس اوردم انقدر تغییر رفتام ضایع بود

 

که مامان گفت خدا رو شکر از صبح بد اخلاق بودی

 

زن داییتو دیدی خندیدی خوشحالی ... اوف شانس اوردم

 

کاش بودی ... کاششش داشتمت ...

 

 

 

سری جدید عکس های عاشقانه دو نفره

 

 

 

 دوستت دارم ...!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۳ ساعت 1:31 توسط دختر مغرور |

خسته ام...

سلام...

 

دیگه همه میدونن اینجا دفتر خاطراتمه

عکس‌های عاشقانه,عکس‌های عاشقانه جدید

و هر وقت داغون و خسته باشم میام...!

 

خوبی؟ سرحالی...؟ خسته نباشی...!!!

 

سربازیتم تموم شد سر کار هم که میری...

 

خبرا میرسه دیگه !

 

مدتیه بازم بی رحم شدی... رفتی تو قالب یخیت... !

 

اوه از تابستون ندیدمت!

 

الان زمستونه...! یعنی من اخره خرییتم ... خودمم میدونم!

 

خیلی بی تابتم... قبلا یه لایک میزدی حضورتو حس میکردم...

 

 

عکس‌های عاشقانه,عکس‌های عاشقانه جدید

 

 

بی معرفت شدی چراغ خاموش یواشکی میای...!

 

میدونم پست هامو میخونی... میدونم میزنی به ندیدن... !

 

چه میشه کرد عشق درد داره ...

 

 

راستی عزیزترینم... پسرعمو... جدیدا کم اوردم...

 

خیلی خستم...

 

عزیزم... شد 4 سال... منه شر و شیطون ...

 

 

تنهام... ادما میان تو زندگیم

 

بی رحمانه بیرونشون میکنم...!

 

راستی !!! تنها دوستم که از جریانت خبر داره

 

میگه تواز من میترسی !

 

میگه از من مطمئن نیستی! 

 

میگه هنوزم پر جنب و جوشو شیطونم و

 

تو فیسبوک زیادی دورم شلوغه...!

 

 

عکس‌های عاشقانه,عکس‌های عاشقانه جدید

 

 

میگه خلوت کنم... نمیدونم عشقم...

 

اخرش تو منو دیوونه میکنی...

 

عکس‌های عاشقانه جدایی,عکس عاشقانه غمگین

ولی پسره لجباز من بدتر از توام..،

 

سکوت کن فاصله بگیر یدونه پست هم نذار

 

منم سکوت میکنم

 

ببینم به کجا میرسیم ... کاش اخرش ... خوش باشه

 

 

این روزا پر از احساسم...

 

کاش بودی دیوونه بدجور عاشقتم...!

 

 

 

عکس‌های عاشقانه جدایی,عکس عاشقانه غمگین

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۳ ساعت 2:13 توسط دختر مغرور |

یک سال از اعتراف عشق


چقدر زود گذشت!!!


عکس‌های عاشقانه جدایی,عکس عاشقانه غمگین

هنوزم باور نبودت سخته ... باور اینکه


من اعتراف کردم به عشق ولی تو


ساده گذشتیو گفتی نمیشه درک کن!


عزیز دل همیشگیم سلام


دقیقا پارسال شب عاشورا بهت همه چیو گفتم...


حالا یک سال گذشته ولی هیچ اتفاقی نیوفتاده!!!


و من هنوز دارم سعی میکنم درک کنم چرا؟!!


هنوزم با یادت چشم باز میکنم


باهات حرف میزنم و زندگی میکنم... با تو یه عشق خیالی!


هیچکس فکر نمیکنه دختر مغرور و سر حاله همیشگی این


حالو روزش باشه... 


عکس‌های عاشقانه جدایی,عکس عاشقانه غمگین

عزیزم... بابا لنگ دراز مهربون ... کاش یکم...


از مهربونیات سهم من بود کاش یکم... تو هم ....


بی خیال... من باید درک کنم...


کاش... خدا هم منو درک کنه... میدونی سخته...


فقط امید به خداست گذاشته هنوزم...


بکشم... میدونم اینهمه صدا زدنش بی فایده نیست....


خدا تنهام نمیذاره...

عکس‌های عاشقانه غمگین,عکس‌های عاشقانه

لعنتی من هنووووزم  عاشقتممممممم



عکس عاشقانه 2015,عکس عاشقانه


 
نه چشمانم را میبندم و نه گوش هایم را میگیرم...
 
میخواهم و ببینم و بشنوم تمام لحظه های نبودنت را،تمام امید آمدنت را...
 
آری،من اینجا،چشمانم را به راه آمدنت دوخته ام
 
و در تلاطم لحظه ها گوش میسپارم به آهنگ قدم هایت،
 
همان هایی که برای به هم رسیدن برمیداری...
 
امید آمدنت تمام لحظه هایم را پر میکند،
 
عطر نفس هایت در ذهنم میپیچد و من اما،
 
آنقدر نزدیک می بینمت که گرمی آغوشت،هرم نفس هایت،لذت بوسه هایت

و حتی نوازش هایت را حس میکنم...
 
دوری و دیر میشود که بیایی میدانم
 
اما آنقدر نزدیک می دانمت که گویی هرلحظه با منی،
 
اینجا کنار من،
 
در واج واج کلماتم حتی...
 
می آیی،میدانم...
 
آنقدر منتظر میمانم تا چشم هایم نوید آمدنت را به قلبم بدهند،
 

چشمان منتظرم..

عکس‌های عاشقانه غمگین,عکس‌های عاشقانه

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم آبان ۱۳۹۳ ساعت 19:26 توسط دختر مغرور |

دلتنگی...

سلاااااااااام به همه عاشقا ...

 

سلام دختری مغروره

 

 

خب عشقه دیگه ... جنون میاره... !

 

یکی ادرس فیسبوکمو خواست

 

Asheghe Maghror

 

سرچ کنین همین یدونست !

 

و اما دختر مغروره اره عزیزم منظورم کامنت

 

تو بود حرفاتم برامجالب بود فقط چون

 

هیچ ادرسی نبود اینجوری جوابتو دادم از

 

نظراتت خوشم اومده  جالبه

 

 واما.... اقای عشقه عجیب غریب ...

 

دلتنگتم بیشتر از همیشه... ای روزا من پست

 

میذارم و تو تند تند لایک میکنی...!

 

اما... شیطون شدی... تووو که گفتی

 

من نمیخوام ناراحتت کنم واسه همین بهت نگاه نمیکنم

 

پس چی شد؟ چرا داری اتیش میسوزونی؟

 

مگه دله من اسباب بازیه

 

چند وقت پیشا که اومدین خونمون...!

 

بگذریم که من هیچ محلت نذاشتم به مامانمم

 

گفتم سرم گیج میره نمیتونم پذیرایی کنم

 

تا جلوت خم و راست نشم هی هی

 

اومدم بشینم درست مبل روبرویت خالی بود

 

منم رفتم ور دل عمه نشستم که نبینمت هی داغ کنم!

 

این همه بهت بی محلی کردم و زدم به ندیدنت...

 

هیچی دیگه شانسم ندارم که یه لحظه برگشتم ...

 

بر گشتن همانا ...و چشم تو چشم شدن همان...!

 

واااااااای مردم و زنده شدم...

 

ولی زود تر از تو دل کندمو رومو برگردوندم...

 

خودمونیما ولی حقت بود...

 

همون لحظه گفتی مامان نمیخوایم بریم؟

 

واااااییی انقدر خوشم اومد که از بس زورت اومد

 

اینو گفتی که نگو و نپرس

 

مامانتم که فداش بشم گفت نه زوده حالا میریم...

 

موقع رفتنم که جلو در گفتی ممنون خداحافظ

 

صدات یکم حرصی بود

 

هیچی بگذریم ووووو از

 

چند روز پیش بگم...

 

عکس جدید گذاشتی... نمایه بسته از صورت و نگاهت!!!

 

چراااا؟؟؟ واقعا نمیتونم به خودم بقبولونم که

 

این عکسو بی منظور گذاشتی...! دقیقا

 

عکست فقط چشماتو به رخ میکشه...

 

همه هم ازت پرسیدن به چه مینگری؟...!!!

 

هی هی داری لجبازی میکنی...!!! 

 

و اخرین چیزی که گفتی و منو بیشتر در گیر کردی...!

 

نوشتی من هرگز نگفته بودم به تو...!

 

دوستت گفت بگو پسر بگو...

 

گفتی اخه چجوری؟

 

یعنی منظورت کیو...؟ چی بود؟!!!

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۳ ساعت 18:14 توسط دختر مغرور |

یه کامنت جالب...!

یکی از مهربونای مغرور امروز یه کامنت راهنمایی گذاشت...

 

خب اول ازش ممنون دوم راستش من دروغ

 

نگفتم مغرورم ادامه جریانو بخونی متوجه میشی

دخترک تنهای عاشق

عروسی بعدی عروسی پسرعمومون بود...

 

خیلی عالی و خاص و مثل همیشه

 

مامانه جنابه عشق کلی قربون صدقم رفت!!!

 

فقط از اخر عروسی بگم که در حاله رقص بودم که اقای عشق اومد

 

توی پیست رقص منم اون اومد رفتم نشستم

 

موقع خداحافظی اومد با مامان و زن دایی و غیره خداحافظی

 

و هم سلام احوالپرسی منم گوشیمو برداشتم زنگ زدم داییم

 

 

که کجاست طبق معمولم با دایی جان خاص حرف زدم

 

جوری که دیگران فکر بد میکنن منو داییم

 

خیلی جوریم خلاصه خودمو زدم به اون راهو بهش سلام نکردم 

 

اونم چپ نگاه کردو رفت اخر شب اومدم خونه و مستقیم فیسبوک!

 

هیچی اقای عشقم بود!!! یهو در کمال ناباوری پیام داد!!!

 

سلام کرد گفت خوبی سلام کردمو تشکر کردم!

 

گفت ببخشید اگه نگاهت نمیکنم...ببخشید اگه بهت توجه نمیکنم...

 

بعدم اسممو نوشتو گفت بخدا بی ادب نیستم خودمو نمیگیرم 

 

برات کلاس نمیذارم ولی میترسم

 

به چشمام نگاه کنی اذیت شی...!

 

 

من نمیخوام تو اذیت شی فقط همین...

 

گفتم میدونم و ممنون اما دلیلی نداره اینکارو بکنی

 

 

چون من دیگه مثله گذشته نیستم حسی وجود نداره

 

 

اگرم قبلا چیزی گفتم یه اشتباهه بچگانه بود من نباید

 

بدونه فکر حرف میزدم و متاسفم شما هم برام یه

 

پسر عمو هستی فقط همین و یه لبخند!!!

 

نوشت خوشحالم که دختر عاقلی هستی افرین خیلی خوشم اومد

 

نوشتم ممنون لطف دارین 

 

گفت من عاشق هیچکس نشدم و نیستم...

 

فقط نمیخوام وابسته شم ...میخوام تنها باشم

 

شب بخیر

 

منم نوشتم شبت ارووم!!!

 

بعد از اون یه بار اومدن خونمون...!

 

و چقدر سخته خودتو بیخیال نشون بدیو نگاهش نکنی!!!

 

سخته ... خیلی سخت اما اون تغییر کرده عجیب شده...

عکس عاشقانه قلب

+ نوشته شده در جمعه دهم مرداد ۱۳۹۳ ساعت 1:29 توسط دختر مغرور |

میدونم بدم ..........

سلاااااام به همه.... خب میدونم خیلی وقته اپ نکردم...

ولی باور کنین هر بار کلی نوشتم براتون

اما نشد اپ کنم... هی مشکل...!

 

 

وقتی نظر میدید من این شکلی میشم :)

 

خیلی چیزا پیش اومد... خوب یا بد نمیدونم...!

اول از همه بابت کامنتها ممنون لطفا کامنت خصوصی

نذارین بعدشم... خیلی ها راهنمائیم کردن ممنون خب

یکی هم ادرس پیجمو میخواست  گفتم

که یدونه عاشق مغرور هست که بگردی پیدا میشه

البته الان تغییر دادم اسمه خودمه ولی بگردی پیدا میکنی

 


 

 

و اما...از این مدت بگم براتون...

خیلی اتفاقا افتاد و مهمتر از همه اینکه... توی خرداد 5 تا عروسی بود همش هم خونواده پدری و طبیعتا

من... توی یک ماه چندبار دیدمش!

اولین عروسی عروسیه پسر عمه ام بود...

و طبق معمول اوایل جشن مردونه زنونه جدا

یکم بعد رسیدنمون مامانه جنابه عشق

همون زن عمو جون اومد و... سلام علیک و ...

و بعدم جشن قاطی شد و بازم از شانس قشنگ من

پسر عمو دقیقا روبروی من نشست!

خدایا تو حکمتت موندم... کمتر زجر بده!

فکر میکنم اون متوجه من نشد چون فاصله زیاد بود

اونم مشغول حرف زدن...

دلم تند تند میزد ولی مثل همیشه بی روح و بیخیال...

اونشب یکم ارایشم زیاد بود لباسمم بخاطر رنگ

سفیدمشکیش تو چشم

گذشتو بعد شام کلی مامانو زن عمو

حرف از عروسیو ازدواج گرفته تا...

درس و دانشگاهم کی تموم میشه

و... ای وسط نگاه های همیشگی و خیره  زن عمو اذیتم میکرد...

واسه همین گفتم من میرم بیرون

اونا هم بعد یکم اومدن...

اما دل غافل بیرون اومدن همانا... روبروی عشق موندن همان!

مثل همیشه جذاب و خوشتیپ کت و شلوار نقره ای پیراهن مشکی...

نگاهمو دزدیدم یه طرفه دیگه...

فکر کردم نفهمیددیدمش یهو دورمون شلوغ شد

وقت رفتن بود همه دوره هم جمع بودن

اونم با صدا کردن مامانش اومد جلو با همه سلام و احوال پرسی...

ولی انگار اصلا منو ندید...

حد اقل جوری رفتار کرد که هیچکس نفهمید منو دیده...

رفت بیرون منم بعد ده دقیقه گوش دادن

به حرفای مسخره زنگ زدم بابام و پرسیدم ماشین کجاست...

به مامان گفتم میرم پیش بابا و رفتم به سمت در...

و باز هم خدا... بد جور اذیت کرد...

رفتن من و اومدن اون یکی شد از بغل هم رد شدیم

راه نسبتا طولانی بود از دور منو دید اما زد به ندیدن

و سرشو اورد پایین منم مغرور تر از اون بی تفاوت راهمو رفتم...

اما جلوی در عموم... بابای پسرعمو عشق داشت مارو نگاه میکرد...

اونم نگاه معنی دار!

زدم به بی خیالیو کلی سر حال سلامو احوالپرسی...

تموم شدو کل مسیر خونه رو تو فکر بودم...

تا عروسیه بعدی شد و ....!!!

 

 

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم تیر ۱۳۹۳ ساعت 17:48 توسط دختر مغرور |

اومدم

من بلاخره بعد مدتها

اومدم....................................   



تصاویر عاشقانه زیبا,عکس عاشقانه جدید



سلام به همه من از این به بعد هر شب هستم و بابت این

غیبت طولانی شرمنده..........


این مدت خیلی ها برام نوشتن کامنتها رو میخوندم ولی به

دلایلی شرایط جواب دادن نداشتم به هر حال ممنون که بهم لطف

داشتین از این به بعد هستم و زود اپ میکنم



شرایط عجیبیه حس میکنم داره بازی میکنه باهام به قول معروف با دست پس میزنه با پا پیش میکشه! نمیدونم چرا!!!!




تصاویر عاشقانه زیبا,عکس عاشقانه جدید




شرایط عجیبه داره اذیت میکنه اما این منو خوشحال میکنه



تصاویر عاشقانه زیبا,عکس عاشقانه جدید



انگار اونم داره بهم فکر میکنه!!!!!                                                


تصاویر عاشقانه زیبا,عکس عاشقانه جدید


+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام بهمن ۱۳۹۲ ساعت 16:53 توسط دختر مغرور |

جناب عشق

اقاي عشق بازم دلم گرفته... بدجور هوايي شدم... همين الان که دارم توي اين وبلاگ مينويسم... توي وبلاگي که به عشق تو ساختم و تمام پست هاش از عشق توئه... خيره شدم به عکست... عکسي که شبا روي صفحه گوشيمه و روزا پنهون...! ازت خسته شدم ... ولي ولت نميکنم... بهت بي توجه شدم اما بيخيالت نشدم... گاهي حالم ازت بهم ميخوره و سراسر وجودمو نفرت ميگيره ... اما ... 1 2 3 تموم ميشه فقط چند ثانيه تو وجودم ميکشمت ولي بازم قويتر و عميق تر و خسته تر از هميشه حس خواستي و دوست داشتنت وجودمو ميگيره... جناب عشق تکليفمو روشن کردي... يک کلمه من مثل خواهرتم... هه چه ابلهانه فکر کردي با يه جمله فکرت از سرم بيرون ميره...! دوست داشتنت يه هوس 3 ماهه نبود... سه سال طول کشيد تا به خودمو غرورم بقبولونم که عاشقتم و چاره اي نيست... جديدا چه چيزاي خاصي مينويسي... مگه احساسم داري؟ نوشتي ... در شب هاي خوشبختي تو سهم من فقط تنهايي است... اما در دلم ارزوي توست... و بعد نوشتي حالا اين تو کيه خودمم نميدونم ... ! ديشب نوشتي... زندگي پانتوميم است حرف دلت را بزني باخته اي... راست ميگي حرف دلمو زدم اولاش فکر ميکردم باختم ولي نه... حد اقل تا اخر عمر افسوس نميخورم که چرا نگفتم... لعنت به من چه ساده دل سپردم لعنت به من اگر واسش ميمردم دسته منو گرفتو بعد ولم کرد لعنت به اون کسي که عاشقم کرد... لعنت به چشماي يخيت من هنوزم دوستت دارم ... خدااااااااااااا اخه تا کي؟؟؟؟ ****************** بچه ها تا چند وقت ديگه واسه همه کامنت ميذارم ممنون از کامنتهاتون و شرمنده بابت پاسخ ندادن ... الهه عزيز غرور ياد گرفتني نيست چشمها همه چيزو لو ميدن براي مغرور بودن بايد نگاهت سرد و بي تفاوت باشه رفتارت بي توجه ...
+ نوشته شده در دوشنبه نهم دی ۱۳۹۲ ساعت 0:57 توسط دختر مغرور |

سلام

سلام به همه دوستاي من ... دوستاي عاشق مغرور... از نظراتون ممنون ... ببخشيد اگه نميتونم کامنت بذأرم ... اپ کردم که چند تا چيزو بهتون بگم... يکي پرسيد از اينکه گفتم راضي هستم يا نه... راستش اولاش ناراحت بودم فکر ميکردم بزرگترين اشتباهه عمرمو کردم اما... الان پشيمون نيستم به نظرم کارم درست بود... بهش گفتم عاشقشم بهش گفتم دوستش دارم اما اون نخواست راستش ألان توي شکم که ميخواد يا نه... اون مثل هميشه داره با کاراش منو سر در گم ميکنه... خيلي بده ... وقتي پست ميذارم که ميخوام فراموشت کنم از لايک خبري نيست...!!! اما وقتي پست ميذارم که نميتونم فراموشت کنم اولين نفريه که لايکم ميکنه! شبا راس ساعتي که مياد ميرم ببينم در چه حاله اما اصلا کاري به کارش ندارم نه لايک نه کامنت اصلا أنگار توي ادد ليستم نيست اما اون هر شب به پيجم سر ميزنه! اين وسط همه چيز عاديه منم بيخيال بيخيال بيخيال فقط تنها چيزي که ازارم ميده اون دختره که بازم سر و کلش پيدا شده... از پست هايي که بهش تگ ميکنه حالم بهم ميخوره... البته دقت کردم ديدم جناب پسر عمو اصلا به پستهاش توجه نميکنه... روي تمام پستهاي جناب پسر عمو کامنت ميذأره ولي بازم پسر عمو اکثر جوابشو نميده انگار نه انگار... به هر حال اصلا حس خوبي بهش ندارم ... بچها... اونايي که دلشون ميخواد با من حرف بزنن ميتونن توي فيسبوک منو ادد کنن و ... اکانت ناشناس من... با اسم عآشق مغرور هستش البته به انگليسي بنويسيد خوشحال ميشم ... فقط حتما بهم Pm بدين که از خواننده هاي وبلاگم هستين و توي پيج حرفي از وبلاگ نزنين دوست ندارم بفهمه ... فداي مهربونياي همتون و از اونايي که بهم اميد ميدن واقعا ممنون ...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۲ ساعت 18:2 توسط دختر مغرور |

از عشقت دست نميکشم

گفتم متعجبي؟ گفتي اره گفتم از من بعيده نه؟ گفتي : نميدونم... درخواست اکانت اصليمو قبول نکردي... گفتم : بيخيال فراموش کن گفتي: باشه باي همين! از عشق 3 سالم گفتم و تو گفتي باشه باي... با صورت اشکي نوشتم قولت يادت نره؟ گفتي: اره باشه حتمأ مطمئن باش گيج و مات بودنت از پشت صفحه مجازي هم معلوم بود رفتي ... راستي پيج اصليمو ديدي؟ دختر معروف فيسبوک شدم... اسممو گذاشتن ملکه فيسبوک... طرفدأرامو ديدي؟ نوشته هامو ديدي؟ هه ...! ديدي چند نفر ميخوان يه پ ام خشک و خالي بهشون بدم؟ جالبه نه؟ من عاشق کسي هستم که ... دوستم نداره... پسر عمو دوست نداشتنت کنار حرفي که امروز زدي اتيش زد به روح و تن و فکر و ذهنم ... خدايااآاااااااا چرا؟؟؟؟؟ چرامن؟ مگه من چه گناهي کردم؟؟ اخه اين دل لعنتي من چي ميگه؟ چي ميخواد... خسته ام خسته... از همه دنيا خسته ام امروز اومدم اکانت ناشناسم سربزنم ببينم در چه حالي اخه اين دل ديوونه که زبون نميفهمه حرف حرف خودشه... ديدم پيام دادي... نوشتي... من روي قول هستم نگاهم بهت عوض نميشه من تو رو مثل خواهرم دوست داشتم و دارم... اخه پسرعموي لعنتي... مني که بهت گفتم برات ميميرم ... بهم ميگي مثل خواهرتم؟؟؟؟ اين انصافه؟ اصلا ميفهمي عشق يعني چي؟ ميفهمي گفتم نفس مني يعني چي؟ نه ... نميفهمي... بهت گفتم . گفتي برأت ارزوي موفقيت دارم باي... بهت گفتم ... از رفتارت ممنون کآرمن واقعا احمقانه بود... هرگز نبايد چنين کاري ميکردم اما خب دوست دآشتن منطق نميفهمه فقط... هرگز بهم نگو مثل خواهرتم ... خداحافظ به همين سادگي از دستت دادم چه راحت سه سال از عمر و احساسم پاي تو نابود شد... چه راحت رفتي... و چقدر راحت خردم کردي من براي تو مثل خواهرتم ؟ من!؟ چطور!!! هنوزم گيج حرفاي امروز و ديشبتم... چقدر بي ارزش شکست دلم ولي ... بازم ممنون از طرز رفتارت پسرعمو... ميدوني اگه زمين و زمان هم بگن نميشه ... من از عشقت دست نميکشم تا ماله کس ديگه اي بشي تمأم زندگي و عمرو نفس و عشق من عاشقتم و دوستت دارم....!!!! ميمونم ... تا زماني که باشي حتي اگر هزاران سال بگذرد.. دوستان ممنون از کامنت حألم خيلي بده نااميدترم نکنين...
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ ساعت 1:27 توسط دختر مغرور |

تموم شد...

سلام دنياي مجازي من... بدترين روزهاي عمرم را ميگذرانم... دردناکترين غم را تحمل ميکنم... اين روزها حتي حوصله نقش بازي کردن هم ندارم ... اين روزها گرفته تر از غمگين ترينهاي دنيام ... سلام پسر عمو... ديگه بهت نميگم عشقم ديگه نميگم عزيزم ديگه نميگم دوستت دارم ديگه نميگم زندگي من.. ديگه نميگم هست و نيست من... ولي مگه فقط به گفتنه؟ من به زبون نيارم ... مگه دلمم به رخ نميکشه؟ مگه اين دل لعنتي ميفهمه؟ خيلي درد دارم ... شبها نميخوابم ... شبها تا صبح اشک ميريزم ... تا صبح غمگينم ... صبح با اشک بيدار ميشم... خيلي سخته تحملش پسر عمو خيلي سخت ... باهاش حرف زدم ... با پسر عموم... بلاخره حرف زدم ... 3 هفته ناشناس حرف زدم از عشقم گفتم از احساسم گفتم از دل لعنتيم گفتم از غرور نفرين شدم گفتم... گفت بگو کي هستي گفت تا نگي نميگم گفت بگو ... انقدر گفتم و نگفت ... انقدر غصه خوردمو فکر کرد بازيه فکر کرد باهاش شوخي ميکنم فکر کرد يه پسرم که سر به سرش ميزارم ... اررره اون عشقمو شوخي گرفت اون عشقمو نفهميد... گفتم مغرورم ولي عاشق ! گفت بزارش کنار و بگو گفتم از رفتار بعدش ميترسم ميترسم نگاهت ترحم اميز شه من ازش متنفرم گفت نه مطمئن باش نگاهم عوض نميشه فکراي مسخره نکن گفتم غرورم از بين بره مرگ برام بهتره ... گفت بگو قول مردونه ميدم اگه نظرم منفي بود همون ادم سابق باشم مثل هميشه... گفتم پس اول يه سوال و بعدش يه قول و بهت ميگم کي هستم گفتي باشه حس کنجکاوي اذيتت ميکرد پسر عمو ... پرسيدم دوست دختر داري؟ گفتي نه اما... يه دوست اجتماعي دارم... ولي دوست دختر نه... گفتم تو فاميل ميتونه کسي وجود داشته باشه که ازش خوشت بياد ... گفتي ... اره! گفتم قول مردونه بده هيچ کسي نفهمه که من کي بودمو چي بودمو چي گفتم ... ديشب به شب عزيزش قسم خوردي و گفتي قول مردونه که بين خودمون ميمونه... گفتم قبول اسم شناسنامه ايمو گفتم گفتي ديدي بازي بود... من نميشناسم ... گفتم اره تو با يه اسم ديگه ميشناسي گفتي بگو چي... گفتم ميخواي بآ اکانت اصليم بهت ادد بدم عکسمم ببيني؟ با اشتياق گفتي اره... گفتم ... باشه منتظر باش ... درخواست دادم گيج شدي مبهوت.
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۲ ساعت 1:3 توسط دختر مغرور |

يکسال گذشته عشقم

سلام عزيزم ... يکسال از زماني که به خودم اعتراف کردم عآشقتم ميگذره ... حدودا يکسال شده که اين وبلاگ رو ساختم... عشق من يکساله که دوره هر چي پسره يه خط قرمز کشيدم يکسآله که با خودم عهد کردم حتي چشمم تو چشم پسري نيوفته... يکساله که دارم نقش بازي ميکنم ... يکساله دارم تو حسرت عشقت ميسوزم و تو خبر نداري ... شش ماهه نديدمت ... فقط هر چند وقت يه بار اتفاقي خبرتو ميشنوم ... شنيدم لاغر شدي سرباز وطن :D چقدر زود گذشت چه ساده ...! چه سخت... خيلي سخته تنهأيي ... تنهآم و نميدونم بايد تا کي تنها بمونم ... اين روزآ دلم فقط به ديدن عکس هات خوشه عکسهايي پشت شيشه مانيتور... شبها کارم شده ديدي عکست و شب بخير گفتن به عکست ... خودم ميدونم کارم خيلي حماقت وار و احمقانست ... فکر کنم بدوني چقدر تحت فشارم... ديگه توفاميل مجرد نمونده فقط منم و..... تو... باقي همه بچهان.... ميدوني که .... از نظرشون من دارم خريت ميکنم که هنوز مجرد موندم... واي تو که جاي من نيستي.... اصلا شايد يک هزارم ثانيه هم بهم فکر نکني .... و من وقتي به اين فکر ميکنم که ممکنه عاشق کسي باشي ... به حماقتم ميخندم... بيخيالش ... اين يکسال که گذشت ... خيلي سخت گذشت راستي ... نميدونم چي شده که .... مامآنم يه حدس هايي زده که به تو علاقه دارم... تازگي ها زياد درباره تو نظرمو ميخواد ... و من مثل هميشه ... مجبورم نقاب بي تفاوتيم رو بزنم ... اما اين دفعه فايده نداشت حس مادرانه مامي يه بوهايي برده .... ;) عزيزم دلتنگتم بيشتر از هميشه بيشتر از هر روز بيشتر از هر ساعت و بيشتر از هر ثانيه... و بازم محکومم به صبر وصبر و صبر ... اشک و غم و حسرت عشقم ... دوستت دارررررررررم :* دوستاي گلم شرمنده واقعا شرمنده ببخشيد نبودم ... واقعا ببخشيد ... از نظراي خوشگلتون ممنون من يکم مشکل دارم نميتونم زياد بيام نت ... از دوتا محمد و داداش علي گلم معذرت ميخوام که کامنت نميزارم از دوستاي گلمم ممنون که نظر ميزارين و دلداريم ميدين و راهنماييم ميکنين ... خبر جديدم اون دختره تو فيسبوک اکانتشو بست و حذف شدو رفت ... پسر عمو جانم هنوز نيومده فيسبوک ... واسم دعا کنين تحمل کنم ...
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۲ ساعت 2:53 توسط دختر مغرور |

خبرای جدید

سلاااااااااااااااااااااام به همه خبرها جدید دارم ..................... دیشب


با اون دختر چت کردم و از رابطشون پرسیدم ........................

اولش که قبول نکرد جواب بده اما بعد جواب داد اخه من زبونم همچین چربه

بعد کلی حرف زدن بهم گفت که بین ما نیست و من برم از خودش بپرسم که

دوستم داره یا نه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


اما این جواب قابل قبول برای من نبود اینکه من بین شما نیستم؟؟؟

این جواب قانع کننده ای نبود مخصوصا با اون نوشته هایی که براش

میزاشت خلاصه بعد کلی مخ زنی فهمیدم فقط دوستای معمولی هستن

اما دختره دوستش داره اینو هر بچه ای میدونه اما هیچی از عشقم

نمیدونست گفت که دوست معمولی هستن حتی اسم پسر

عمو جان رو هم نمیدونست!!!




من یه کاری کردم................................ به پسر عمو جان پیام دادم که چت

کنیم البته از یه اکانت ناشناس!!!!!!!!!!!!! درخواست ادد رو پذیرفت دعا کنین

بیاد فیس بوک تا باهاش حرف بزنم و جواب پی ام رو بده.....................






خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا نا امیدم نکن







عاااااااااااااااااااااااااااااااااااشقتم زندگی من



+ نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 18:58 توسط دختر مغرور |

خداااااااااااااااااااااااااااااااااا دلم گرفته صدامو بشنو !!!!!!!!!!!

سلام به همه دوستای گلم شرمنه یه مدت نبودم و به قول محمد تنبل

شدم این یه مدت یه چیزای بدی اتفاق افتاد ............ که خیلی پریشونم

کردمن اکانت فیس بوک عشقمو پیدا کردم اما کاش پیدا نمی کردم!!!

اونجا یه دختر خیلی بهش میچسبه همش چیزای عاشقانه براش مینویسه

تا اونجایی که به نظر میاد و من متوجه شدم دختره دوستش داره اما عشقم

بهش گفته نه من تکلیفم با خودمم معلوم نیست و ظاهرا چن وقتیه جوابشو

نمیده امااااااااا دختره بدجور پیله کرده واسه همینم پسر عمو جان 3ماهه

فیس بوک نمیاد اما کامنت های قدیمی که بهم دادن بدجور رو اعصابمه 

نمیدونم شایدم من زیادی حساس شدم به هر حال حالم خیلی خرابه و از

حسادت دارم میمیرم واز  همه بد تر کاری از من بر نمیاد



خبرای یگه ای هم هست که بعدا میگم!!!!!!!!!!!!


خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا به منم نگاه کن.

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 17:38 توسط دختر مغرور |

گرد همایی عاشق مغرور

سلام دوباره به همه راستش ... خیلی ها برام کامنت گذاشتن

خواستن با هام چت کنن و ایمیل  و ... اما باید بگم شرمنده

نمیتونم چون هم مسنجرم مشکل داره هم اصلا حوصله ایمیل

ندارم و از همه مهم تر پسورد ایمیلی که براتون میزارمو گم کردم

اما......... حالا که میبینم خیلی ها دلشون میخواد باهم در ارتباط باشیم

میتونم یه کاری کنم همه توی این پست یه روز در هفته رو انتخاب کنن

ساعت مورد نظرشونم بگن من یه چتروم و یه روزو از بین نظراتون

انتخاب میکنم همه میتونین بیاین تو چترومی که معرفی میکنم

چطوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ درضمن نظراتووووووووووووون خصوصی نباشه

چندبار بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منتظرم ها؟؟؟





و از همه مهمتر من دارم لینک تکونی میکنم خیلی ها دیگه نظر نمیزارن و

سر نمیزنن پس لینکتون حذف شد ناراحت نشین لطفا!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 18:6 توسط دختر مغرور |

خیلی میترسم!!!!!!!



خیلی میترسم!!! اره میترسم خیلی زیاد  چرا؟؟؟ معلومه میترسم از

دستش بدم خیلی میترسم اخه تا کی باید بگم هیس !!! اروم دل دیوونه

بهونه نگیر بلاخره اون میاد ماله تو میشه تاکی باید خودمو اروم کنم اونم با

دلیل های تکراری  از فال حافظ گرفته تا تعبیر نگاه های گنگ اون اخه تا کی

باید خودمو یه ادم سنگدل و بی تفاوت نشون بدم ؟ اخه عشقم تا کی باید

همش تظاهر کنم  که برام مهم نیستی؟ بخدا میترسم میترسم تو این بی

خبری و خوشخیالی نابود شم میترسم دلت پیشه یکی دیگه باشه میترسم

خیلی هم میترسم پس کی میای بی معرفت هان؟؟؟؟؟؟







خدایا ؟؟؟؟ خدا جونم منو میبینی ؟ صدامو میشنوی ؟ من همون بندتم ها ؟

همونی که همیشه میگفتم عشق چیه؟ همش الکیه؟ خدایا پس چی شد؟

چرا اینطوری شد؟ چطوری عشقش تو دلم لونه کرد؟ خدایا خودت اروومم

کن من که غیر تو کسی رو ندارم که بهش بگم چقدر دوستش دارم پس

خودم دلمو اروم کن با یه نشونه یه راه یه چیزی فقط ارومم کن



+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 20:45 توسط دختر مغرور |

وبلاگ جدییییدم

سلام به همه من یه فروشگاه زدم ادرسشم اینه



www.kharide-internetism.blogfa.com



خوشحال میشم بهم سر بزنین و از وبم خرید کنین


و البته.......................




با محصولات جدیدم اشنا میشین



منتظرما؟؟؟؟؟ زود بیاین

+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 21:31 توسط دختر مغرور |

اومدم بعد مدتها

سلام به همه خووووبین سلامتین خوشین چه خبرا؟ من دوباره اومدم خدا

رو شکر امتحانا تا اینجا عالی بود فقط دوتا مونده  خب

اول از همه معذرت میخوام برای اینکه نتونستم اپ کنم و جواب کامنتها رو بدم

قول میدم از این به بعدحتما حتما هفته ای یک بارو بیام بهتون سر بزنم و اپ

کنم قووووووووووووووول میدم



عکس های زیبا (50)




واما این مدت که نبودم درگیر 20 واحد درسام بودم و یکسری چیزای دیگه  

و یه چیز جالب نمیدونم چی شده سر و کله خواستگار پیدا شده  من با این

اخلاق سگی نمیدونم والا چه خبره دنیا وارونه شده چی شده الان به هر

کی بی محلی میکنی بیشتر میاد طرفت هه همه امدندو رفتند چشمم به

در ماند پسر عمو نیامدکه نیامد!!!!!!!!!!!( نمیدونم شعر بو فک کنم)

بگذریییم!


هییییییی یه چیز مهم ماه پیش  بابام و عموم بحث شون  شد قهر کردن   

اما خدارو شکر دو روز بعد اشتی کردن هیییییییی دعووواهای خانواده ما

اینجوریه دیگه نهایتش یه هفته !!!!


  الهی قربون عشقم برم اموزشیش تموم شده اومده شهر خودمون باقی

خدمتش البته مطمئن نیستم شواهد اینطور نشون میده چون من از کسی

نپرسیدم میدونین که برام افت داره خب مغرورم دیگه!!!



واما درباره نظرات و کامنتا تون یکی گفته بود بچم و بزرگ میشم یادم میره و

بهش میخندم باید بگم که نه من تو دو ماه عاشق نشدم در ضمن اونقدرها

هم خام و پسر ندیده نیستم و ادمی نیستم با احساسم پیش برم !

دوم اینکه یکی کمک خواست که عاشق یه خانوم شده ؟ در صورتی که

حرفاش واضح نبود من نمیدونم اصلا دختره یه پسر؟

 سوم خیلی ها برام ارزوی موفقیت کردن ممنون ایشالا شما هم به

عشقتون برسین


و در اخر باید از داداش کوچولوم علی تشکر کنم که همیشه بهم سر میزنه و

منو از یاد نبرده و دلداریم داده و بقیه دوستا محمد و خانوم کوچولو و او وزهرا

جون و اون یکی محمد از همتون ممنون که همیشه به وبم سر زدین و تنهام

نمیزارین دوستتون دارم و ارزو میکنم به عشقتون برسین و عاشقی کنین.





وااااااااای خیلی حرف زدم ببخشید اما

درباره یه چیز دیگه میخواستم نظرتونو

بپرسم ؟؟؟؟به نظر شما چند درصد من به

عشقم میرسم؟؟؟ حقیقتو بگین حس

واقعیتون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟






عکس های زیبا (50)


خدایا کمکم بهش برسم اخه!!!!!!!!!!!!!!! تو که میدونی خیلی دوستش دارم!!!




+ نوشته شده در شنبه هجدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 16:57 توسط دختر مغرور |

الان جلو حرم امام رضام روبروي گنبد نشستم فقط داعا ميکنم به عشقم برسم از اقا ميخوآم شما هم به عشقتون

سلام به همه خوبین بعد مدتها اومدم اپ کنم میدونم دیره میدونم بدم

میدونم خیلی دیر میام اما ببخشید خیلی در گیرم خیلی مشکل دارم خیلی

دم گرفته الان اومدم دیدم اون شب بد اپ کرده بودم واسه همین درستش

میکنم  جای همتون خالی جلو حرم نشسته بودم فقط دعا میکردم به

عشقم برسم راستی سر سفره تحویل سالم داشتم دعا میکردم به عشقم

برسم  و یه چیز دیگه عید رفتیم خونشون دیدمش اخ الهی فداش بشم چقدر

لاغر شده بود خیلی دلم واسش تنگ بود اما بازم مثل همیشه سرد و مغرور

رفتار کردیم هر دو یه سلام یه تبریک خشک و خالی  اما به همینم راضیم !

خب چیکار کنم همینم کلی دلمو اروم کرد





فدای همه با مراما که میان بهم سر میزنن بخدا این ترم درسام سنگینه قول میدم بعد امتحانا روزی دوبار اپ کنم و روزی دوبار براتون نظر بزارم دوستوووووون دارم برام دعا کنیین راستی از امام رضا خواستم همتون به عشقتون برسین واسه همتون دعا کردم





حرم امام رضا (ع)



+ نوشته شده در دوشنبه پنجم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 4:54 توسط دختر مغرور |

تولدم

سلام به همه امروز تولدمه خیلی وقته نیومدم یکم مشکل دارم از اونایی که کامنت میزارن ممنون بخدا نمیتونم جواب بدم ولی قول میدم به زودی بهتون سر بزنم امروز خیلی دلم گرفته دلم عشقمو میخواد دلم میخواد اون بهم تبریک میگفت اون تو تولدم بود خیلی تنهام خیلی سخته که نیستی عشقم دلتنگتم خیلی دلتنگتم دلم میخواد ببینمت فدای چشمات بشم دلم تو رو میخواد همش بهونه تو رو میاره همش تو رو میخواد دووووووووووووووست دارم





بچه ها ببخشید ولی زود میام بهم سر بزنید

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 19:44 توسط دختر مغرور |

ميخوآم تغيير کنم!

 www.Iranfars.ir گروه ایران فارسm


سلام به همه اونايي که ميان راهنماييم ميکنن ... از همه ممنون براي

نظراي قشنگتون واقعا ارومم ميکنه دوستان هر کس يه چيز درباره غرورم

ميگه يکي ميگه اشتباهه يکي ميگه بشکن يکي ميگه نشکن يکي ميگه

بايد بزاريش کنار! اما......... من عاشق مغرورم !!! دوستش دارم اما...!!! به

نظرم وقتي يه عاشق غرورشو بشکنه در صورتي که مطمئن نيست که

طرفش ذره اي بهش اهميت ميده يانه جز اينکه خودشو شخصيتشو از بين

ببره و همون غروري که باعث دلخوشي و اميدشه رو هم از دست بده ه از

همه بدتر عشقشم بهش توجه نکنه !و با اين شکست غرور و اعتراف

هيچي براي خودش نزاره به نظرم يه حماقته ! يه جور خودکشيه من

چطور به کسي که مثل يه کوه غرور مي مونه بگم دوست دارم و

عاشقتم؟ به نظرتون اون اگه بهم علاقه نداشته باشه با التماس کردن منم

بهم علاقه مند ميشه؟ نه نميشه ! اونوقت به بدترين شکل منو مورد

تمسخر قرار ميده و از خودش ميرونه يا شايد احساس ترحم ! که براي من

از مرگ هم بدتره ! من تا خيلي فکر کردم ... تصميم گرفتم رفتارمو يکم

تغيير بدم نرم تر برخورد ميکنم از غرورم کم ميکنم  سعی میکنم یه جور

غیر مستقیم بهش بفهمونم دوستش دارم اما  پیغام دادن به کسی نه

نمیشه چون من تو نوشته های قبلیم گفتم من با کسی تو خانواده جور

نیستم تازه عشقم اصلا اینجا نیست یه شهر دیگه سربازه من همون سالی

دوبارم که میدیدمش دیگه نمیبینم الان ارزو میکنم عید مرخصی باشه بتونم

ببینمش  تا بتونم غیر مستقیم بفهمونم بهش علاقه دارم تا يه اشاره کنه

فقط يه اشاره ... اونوقت همه چيزو بهش میگم میگم دوستش دارم!



به نظر شما چطوره؟؟؟ به نظر شما چطوری غیر مستقیم بهش بگم دوستش دارم؟ چیکار کنم بفهمم اونم از من خوشش میاد یا نه ؟؟؟


 www.Iranfars.ir گروه ایران فارسm


+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 23:22 توسط دختر مغرور |

ای دل

این روزا خیلی گرفتم بد جور دلم گرفته دلم برا یه لحظه دیدنت

پر میزنه این انصاف نیست این همه دوری اخه چرا؟؟؟ پسر عمو

جون کجایی ؟ هه! میدونم حتی یه ثانیه از فکرت مشغول

من نیست اما من یه ثانیه نیست که فکرم مشغولت نباشه

این شبا کارم شده اشک ریختن واست فقط گریه میکنم و از خدا

میخوام تو رو بهم برسونه کلا دیونه شدم هر شب باهات حرف میزنم

تو خیالاتم تو تفکراتم من میگم تو میگی میخندیم هه!!! اما                        

چقدر بده وقتی چشممو باز میکنم میبینم همش تخیلاتم بوده

و تو کنارم نیستی دیگه دارم کم کم نگران خودم میشم حتی یه

شب نیست که خوابتو نبینم !!!! هرشب میای تو خوابم یه حرفایی

میزنی یه کارایی میکنی بیشتر از قبل عاشقت میشم نمیدونم

خدا چرا داره اینکارو باهام میکنه من اعتراف میکنم نمیتونم تحمل ندارم

دارم نابود میشم خیلی سخته خیلی خیلی سخته عشقم



والپیپر های عاشقانه و زیبا

والپیپر های عاشقانه و زیبا



دلم برات تنگ شده عشقم دووووووووست دارم

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 13:10 توسط دختر مغرور |